دیگر کسی به امید فردایی بهتر، شب‌ها سر بر بالش نمی‌گذارد

هر روز بد‌تر از دیروز. چند وقتی هست فردای خوبی رو نمی‌بینیم، مردم در ناامیدی کامل. دیگه همه فهمیدیم امکان نداره بخوابیم و فردا خبر خوبی بشنویم. کابوس مردمان مملکت این شده مبادا فردا که بلند شیم باز قیمت‌ها بره بالا، کابوس شرمندگی پیش خانواده، کابوس اینکه با خرید چهار قلم جنس جیبش خالی شود؛ یه نگاه به اجناسی که خریده و این همه عرق ریختم، بدبختی کشیدم، ارزشش همینا بودن!؟ چند روز پیش رفتم سر کوچه یه چی از مغازه بخرم، صاحب مغازه گفت نگاه ببین چقدر قیمتش شد همین یه ذره؛ همسایه مون رو هم اونجا دیدم، بعد اینکه رفت مغازه دار گفت بنده خدا نیم ساعت پیش اومد خرید کرد دید پولش نرسید، رفت و دوباره برگشت، بالا رفتن قیمتا دیگه داره ساعتی می‌شه، هرکی میاد یه چی می‌گیره زیرلب غر می‌زنه و از بدبختی ناله می‌کنه.
از اونور بازار طلا و دلار و گوشت و مرغ؛ همه دیگه ازش خبر داریم، پول مملکت پشیزی ارزش نداره، ساعت به ساعت ارزشش کم می‌شه، ساعت به ساعت می‌ره رو قیمتا، شواهد هم می‌گه ساعت به ساعت به جنگ نزدیک می‌شیم. به خواندن ادامه دهید

Advertisements
گندی شاپور

همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

آنا دیلی شعری

تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز ... اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

سرزمین من

یادداشت‌های دکتر سعید بشیرتاش

ساوالان

A passion for Perfection

شبهای بی سحر

تا ریشه در آبست امید ثمری هست