روزی روزگاری تهران؛ ۲۵ بهمن ۸۹ | فریاد آزادی آزادی مردم

پس از مدت‌ها سکوت بار دیگر مردم به خیابان‌ها ریختند. اعتراضات از ساعت ۳ آغاز گشت و تا تاریکی هوا ادامه داشت، مردم خیال رفتن به خانه‌ها را نداشتند. پس از این روز همه در انتظار تظاهرات روزانه بر ضد حکومت بودند، اما بازی کثیف سیاست و خیانت وبسایت کلمه و پیج ۲۵ بهمن جلو ادامهٔ اعتراضات را گرفت. چرا که اینبار مردم حکومت را شدید هدف قرار دادند و جز به سرنگونی این نظام راضی نبودند. گرامی باد یاد این روز و یاد صانع ژاله و محمد مختاری

Advertisements

باز هم شهید دزدی، این بار به سبک اپوزیسیون

۲۵ بهمن ماه صانع را کشتند، حکومت وی را بسیجی جا زد؛ چندباری این سناریو را دیده‌ایم و نامش شهید دزدی شد.

اینبار سگان دربار ولایت ستار را کشتند و حال کفتار‌ها بالاسرش هستند. وبلاگش را می‌گردند و همچنین فعالیت‌هایش در بالا‌ترین؛ مانعی نیست، در همین بالا‌ترین کنار ما بود صدایش را نشنیدیم اما حکومت شنید و صدایش برید. پس حال برماست که صدای ستار باشیم، اینکه از دستمان ساخته است. اما چرا گفتم کفتار؟ عده‌ای می‌گردند بلکه یک خط نوشته از او پیدا کنند تا بتوانند از آن جهت مقاصد و عقاید سیاسیشان سو استفاده کنند، دنبال یک جمله می‌گردند تا با آن به کسی حمله کنند. واقعا شرم آور است، مثل اینکه بی‌شرمی حکومت اهریمنان به اپوزیسیون هم منتقل شده، حکومت شهید می‌دزدد، اپوزیسیون اندیشه شهید و سعی در مصادره دارد، سخنان خواهرش را گوش کنید خجالت بکشید. می‌گوید جرم برادر من می‌دونی چیه؟ انسان بود و می‌گفت انسانیت زنده بمونه، می‌گفته پیاز کیلو ۱۵۰۰ تومن، فحشا از کجا می‌اد؟ درد جامعه رو می‌دید درد می‌کشید. می‌گوید من خواهر ستار بهشتی‌ام، خوش به حالم، افتخارم، سرم بالاست، قاچاقچی نبود، معتاد نبود، ناموس دزد نبود، میهن فروش نبود، برادر من صاف، ساده، پاک بود. به خواندن ادامه دهید

گندی شاپور

همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

آنا دیلی شعری

تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز ... اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

سرزمین من

یادداشت‌های دکتر سعید بشیرتاش

ساوالان

A passion for Perfection

شبهای بی سحر

تا ریشه در آبست امید ثمری هست