عارف و رضایی زیرِ نعلینهای خامنه‌ای در سیرکِ انتخاباتی…..!

khamenei

محمدرضا عارف، همه آن را میشناسیم. معاونِ رئیس جمهور، وزیرِ پست و تلگراف، عضو مجمعِ تشخیص مصلحت نظام و کاندیدای اصلاح طلب ریاست جمهوری. اصلاح طلبانِ گردن کلفت که رد صلاحیت شده اند، این عارف مانده. عارفی که ادعا کرد تقلبی در انتخابات سال ۸۸ صورت نگرفته، عارفی که اشک ریخت برای ذکر مصیبت آقا، عارفی که مواضعش در سیاست خارجی و رابطه با آمریکا با رهبر یکی است. عارفی که ذره ای از نظام روی برنگردانده، اما فقط چون نام اصلاح طلب رویش است، فقط چون از خاتمی گفته او هم تحمل نمیشود.

شاهد بودیم برنامه ی وی در شبکه جام جم جمهوری اسلامی نیمه تمام ماند. پوسترهای او نیز از برخی نقاط شهر جمع شده اند، این تازه اول کار است. مطمئن باشید در ادامه‌ی کار بیشتر از این دست خبرها و مشکلاتی که برای وی از طرف حاکمیت درست میشود خواهیم شنید.

این عارف، با این دیدگاه تکرار میکنم فقط چون نام اصلاح طلب رویش مانده تحمل نمیشود، آخر اصلا چی را میخواهد اصلاح کند این شخص؟ او که تمام دیدگاه هایش با راس حکومت یکی است. اما او در حلقه خودی ها قدرت نظام پذیرفته نمیشود.

جالب اینجاست حتی اصلاح طلبان نیز وی را نامزد خود نمیدانند اما این اوضاعش هست، فقط پذیرفته شده که بگویند که یک اصلاح طلب هم در سیرکِ انتخاباتی بوده.

اینها به کنار، سخنان محسن رضایی در مورد شکایتِ یک پدرِ شهید از وضعیت هم سانسور میشود، محسن رضایی آقا محسن رضایی، او یک اپسیلون از نظام فاصله نگرفت، او هم دست به آبغوره گرفتنش برای آقا معرکه بوده، پسرش را نظام کشت صدایش در نیامد، آن یکه تاز عرصه ی بی ناموسی، ببینید کار به کجا رسیده که او را هم سانسور میکنند.

اصلاح طلبان گرامی هنوز دل به اصلاح خوش دارید؟

Advertisements

نعیمه اشراقی، در فیسبوک خود استارت انتخابات با خاتمی را می‌زند

وی که چند صباحی است خبرهای در رابطه با آمدن خاتمی را در فیسبوک خود منتشر می‌کند و از به احتمال زیاد کاندید شدن خاتمی گفته بود اینبار در یک نظرسنجی پرسید بین خاتمی و مشایی به کدام رای می‌دهید!

599112_10151547460440309_1269537553_n

اغتشاشیدم به نظامی که گذشته‌اش را قبول ندارد و خود را مردود دانسته

جا داره در ایام الله زجر و فرا رسیدن سی و چهارمین زمستان انقلاب، همچنین همزمان با افتضاحات پیش آمده در مجلس شورای اسلامی و بی‌آبرو‌تر شدن بی‌آبرویان یادی کنیم از فرجام روسای نظام پرخیر و برکت و خانه رئیس جمهور خراب کن جمهوری اسلامی.

نظام مقدس و پربرکت

دولت موقت بازرگان؛ با عمام به تیپ و تاپ هم زدند، البته در زمان انقلاب نظرشان به هم نزدیک بود. در آخِر هم خارجی شدند رفت.

منتخب جمهور مردم، بنی صدر؛ دستبوس عمام، با عمام یکسری جریانات پیش اومد، مجلس به لقاءالله پیوند داد ایشون را و فراری گشتن. ایشون هم با عمام جی جی باجی بودند البته.

جناب رجایی آمدن، بووومب.

دولت آغا؛ رئیسش که خودِ شخصِ ناشخیصش باشد تبدیل به نماینده خدا بر روی زمین و رهبر مسلمانان جهان گشته، یعنی تنها رئیس جمهوری هستند که جان سالم به در برده‌اند در این نظام، البته تا حال. از اینرو حس می‌کنم باید تبریک گفت به این موزمار، خوب قِسِر در رفته! نخست وزیرش هم از سران فتنه هست اکنون در حصر به سر می‌برد.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی؛ از پایه گذاران عنقلاب اسلامی و به رهبری رسان سدعلی خامنه‌ای به همراه هزار و یک عناوین القاب دیگر. ایشان در امتحان ۸۸ مردود گشت و من جمله خواص بی‌بصیرت هستن اکنون. از ریاست مجلس خبرگان نیز چندی پیش به بیرون هدایت شد. کلا جایی در نظام ندارد، هرازچندگاهی چیزی می‌گوید صرف اینکه گفته باشد این انقلاب از فرزند من عزیز‌تر است، داغانش کردید بس کنید جان مادرتان.

سید محمد خاتمی؛ شریک دزد و رفیق قافله، از ارادتمندان به اصل نظام و دوستان سران فتنه. منافق و خارجی و خائن و این‌ها خطاب می‌شوند. شانس آورده‌اند تا حال که ایشون زندانی حصری حمله‌ای چیزی بهشان نشده. وَ اِلا همراهان پیشینش حال چندان وضعیت جالبی ندارند.

محمود احمدی‌نژاد، دروغ گویی که دو دوره با تقلبات گسترده، حمایت آقازاده مجتبی، نزدیک بودن نظر رهبری بهش و کلی کشت و کشتار و قتل و تجاوز و سرکوب مردم به ریاست جمهوری رسید. این بابا چندی است به سیم آخِر زده و گویی از سرنوشت روسای پیشین درس گرفته. در پی مدرک جمع کردن و هرازچندگاهی رو کردنشان است، شاهکارش دیروز در طویله شورای اسلامی بود که هرچی آبرو برای نظام مانده بود برد. مدتی می‌گذرد که منحرف و اطرافیانش انحرافی نام گرفته‌اند، دیروز هم به مجاهدین خلق و خارجی وصل شد. به نظر می‌رسد معاند و محارب هم از دیگر صفات ایشان در آینده‌ای نه چندان دور باشد.

حال چه ماند از این انقلاب؟ همه مردود و خطاکار و خائن و خارجی و منافق و فتنه گر و بی‌بصیرت شدند که! اغتشاشیدم به نظامی که گذشته خود را قبول ندارد و خود خودش را مردود می‌داند.

روسای نظام

خاتمی و دغدغه ی آزادی زندانیان سیاسی!؟

   خاتمی جان نمی‌توانم بگویم دغدغهٔ زندانیان سیاسی را نداری. در هر حال انسان از سنگ که نیست، این‌هایی که حالا پشت دیوار‌های اوین‌اند دوستان تو بودند و هستند؛ اما اینکه آزادی آن‌ها دغدغهٔ اصلی تو باشد کمی مغرضانه است، چرا؟ چون که تو اینگونه نشان ندادی. در زمان اوج قدرتت در دوران هشت ساله ریاست جمهوری آن بلا‌ها را سر یارانت آوردند، چه کردی!؟ قتل‌های زنجیره‌ای کردند، چه کردی؟ حوادث کوی دانشگاه اتفاق افتاد، چه کردی؟ هوادارانت را کشتند و زندان انداختند. نمی‌گویم کاری نکردی، واکنش نشان دادی اما رئیس جمهور مملکت بودی نه سیب زمینی و هر کس جای تو بود واکنش نشان می‌داد. در زمان زمامداری تو جنایات اتفاق افتاد. حکومت می‌کشت و جنایت می‌کرد و تو می‌رفتی در افکار عمومی و جامعهٔ جهانی برایش آبرو جمع می‌کردی! به خواندن ادامه دهید

گندی شاپور

همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

آنا دیلی شعری

تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز ... اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

سرزمین من

یادداشت‌های دکتر سعید بشیرتاش

ساوالان

A passion for Perfection

شبهای بی سحر

تا ریشه در آبست امید ثمری هست