صحبت از انتخابات ممنوع، کفن جوانان وطن هنوز تازه و ایران داغدار است

باز هم خرداد نزدیک است و دوز و کلک و فریب از راه می‌رسد. باز هم خرداد است و بوی بازی‌های کثیف سیاسی به مشام می‌رسد. باز هم خرداد است و به خیالشان مردم را خر خواهیم کرد، با چه؟ با چارتا وعده وعید، فضای آزاد، بیشتر کردن یارانه و البته کمک اپوزیسیون جعلی.
سال ۹۰ آمدند انتخابات مجلس برگذار کنند. خزعلی شد اپوزیسیون، مطهری هم شد کاندیدای اپوزیسیون، مردم بروید تک رای اعتراضی، مردم بروید آبرو برای نظام جمع کنید، مردم بروید و پا روی خون جوانان این مرز و بوم بگذارید. مردم نرفتند، خاتمی رفت. مردم گفتند صدامان در نمی‌آید درست ولی آقا جان هنوز انقدر بی‌غیرت نشدیم خیانت کنیم، دو سال پیش از یادمان نرفته چطور ما را به بازی گرفتند، چطور ما را تحقیر کردند، چطور زدند و بردند و کشتند.
چند ماه دیگر انتخابات است، حکومت و اپوزیسیون جعلی به هول و ولا افتاده. گفته‌های حکومت که دیگر برامان تکراری شده. حالا حکومتیان و معتقدین به نظام بزک شده با نام اپوزیسیون در پی داغ کردن تنور انتخاباتند، برای مجلس خزعلی داغ می‌کرد، ریاست جمهوری بزرگ‌تر است، امیرارجمند و رفقایش تنور داغ کنند. به خواندن ادامه دهید

Advertisements

دیگر کسی به امید فردایی بهتر، شب‌ها سر بر بالش نمی‌گذارد

هر روز بد‌تر از دیروز. چند وقتی هست فردای خوبی رو نمی‌بینیم، مردم در ناامیدی کامل. دیگه همه فهمیدیم امکان نداره بخوابیم و فردا خبر خوبی بشنویم. کابوس مردمان مملکت این شده مبادا فردا که بلند شیم باز قیمت‌ها بره بالا، کابوس شرمندگی پیش خانواده، کابوس اینکه با خرید چهار قلم جنس جیبش خالی شود؛ یه نگاه به اجناسی که خریده و این همه عرق ریختم، بدبختی کشیدم، ارزشش همینا بودن!؟ چند روز پیش رفتم سر کوچه یه چی از مغازه بخرم، صاحب مغازه گفت نگاه ببین چقدر قیمتش شد همین یه ذره؛ همسایه مون رو هم اونجا دیدم، بعد اینکه رفت مغازه دار گفت بنده خدا نیم ساعت پیش اومد خرید کرد دید پولش نرسید، رفت و دوباره برگشت، بالا رفتن قیمتا دیگه داره ساعتی می‌شه، هرکی میاد یه چی می‌گیره زیرلب غر می‌زنه و از بدبختی ناله می‌کنه.
از اونور بازار طلا و دلار و گوشت و مرغ؛ همه دیگه ازش خبر داریم، پول مملکت پشیزی ارزش نداره، ساعت به ساعت ارزشش کم می‌شه، ساعت به ساعت می‌ره رو قیمتا، شواهد هم می‌گه ساعت به ساعت به جنگ نزدیک می‌شیم. به خواندن ادامه دهید

جمهوری اسلامی بر مسند حکومت، میهن در خطر جنگ و اپوزیسیون همچنان درگیر

جونم براتون بگه که حدود یک هفته‌ای می‌شد می‌خواستم اندرباب صحبت‌هایی که پیرامون خطر جنگ هست مطلبی بنویسم ولی نمی‌تونستم. یه بار شروع می‌کردم، تا می‌خواستم بنویسم هان ای ایرانیان ایران اندر بلاست گوش می‌دادم دیگه نمی‌تونستم، یه بار همین شعری که رو وبلاگ پخش می‌شه، یه بار ایران زمین، یه بار وطن، سرتون رو درد نیارم کلا حالمان گرفته بود.
من نمی‌تونم تیتر خوب بزنم، کلا کم گوی گزیده گوی چون در بلد نیستم، آدم پر حرفیم، موتور حرف زدنم روشن شه ایست تو کارم نیست، ولی اینبار حرفم نمی‌اومد. چی بگم آخه؟ نوشته تحلیلی بنویسم، بگم که آقا جنگ نزدیکه، اگر جنگ بشه این می‌شه، اون می‌شه، خطر تجزیه هست، خطر ویرانی هست، خودتون می‌دونید دیگه! خلاصه فکر کنم اینبار تمام حرفام رو تو تیتر زدم، پس می‌خوام باهاتون درددل کنم و حال و حوصله تحلیل ندارم، به سنت پیشینم می‌خوام باز غر بزنم. به خواندن ادامه دهید

گندی شاپور

همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

آنا دیلی شعری

تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز ... اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

سرزمین من

یادداشت‌های دکتر سعید بشیرتاش

ساوالان

A passion for Perfection

شبهای بی سحر

تا ریشه در آبست امید ثمری هست