جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه، ای بزرگان وطن بهرِ خدا داد کنید

مدتی است موضوع شورای ملی ایرانیان مطرح شده. حمایت بسیاری از این شورا از طرف مردم صورت گرفته اما مخالفت‌هایی هم شده. خطابم با کسانی است که در پی کوبیدن این شورا هستند.
مدتهاست تنها صدای مخالف جمهوری اسلامی در دیدار با نمایندگان و پارلمان‌های کشورهای اروپایی و غرب مجاهدین هستند. اصلاح طلبان و شورای هماهنگی ترمز اعتراضات هم جلساتی برگزار کرده‌اند، اما آن‌ها معتقد به این نظام هستند.
حال صدای دیگری پیدا شده، شاهزاده‌ای که میان مردم اعتبار دارد، همچنین در دنیا. نمی‌توان گفت میان ایرانیان اعتبار ندارد، از او و به پدرش با احترام یاد می‌شود، همچنان وی را ولیعهد صدا می‌زنند، در همیاری شورای ملی به اعتبار شاهزاده طی چند روز نیم میلیون دلار کمک جمع شد، این‌ها نشان از اعتبار هست اما طبیعتا مخالفانی نیز دارد. در دنیا نیز همه جا از او بعنوان شاهزاده یاد می‌شود، پس از راه افتادن قطار شورای ملی که به همت وی انجام شد و البته به درخواست مردم برای اینکه شاهزاده دست به کار شود با پارلمان اروپا و پارمان انگلیس جلسه برگزار شد. این شورا صدایی از ایرانیان شده برای صحبت با کشورهای خارجی که بگوید مردم مخالف این نظام هستند، جنگ نمی‌خواهند و تلاش ما برای رسیدن به حق رای و انتخابات و آزاد کردن ایران از چنگال این حکومت ستمگر است. شورای ملی
به خواندن ادامه دهید

Advertisements

صحبت از انتخابات ممنوع، کفن جوانان وطن هنوز تازه و ایران داغدار است

باز هم خرداد نزدیک است و دوز و کلک و فریب از راه می‌رسد. باز هم خرداد است و بوی بازی‌های کثیف سیاسی به مشام می‌رسد. باز هم خرداد است و به خیالشان مردم را خر خواهیم کرد، با چه؟ با چارتا وعده وعید، فضای آزاد، بیشتر کردن یارانه و البته کمک اپوزیسیون جعلی.
سال ۹۰ آمدند انتخابات مجلس برگذار کنند. خزعلی شد اپوزیسیون، مطهری هم شد کاندیدای اپوزیسیون، مردم بروید تک رای اعتراضی، مردم بروید آبرو برای نظام جمع کنید، مردم بروید و پا روی خون جوانان این مرز و بوم بگذارید. مردم نرفتند، خاتمی رفت. مردم گفتند صدامان در نمی‌آید درست ولی آقا جان هنوز انقدر بی‌غیرت نشدیم خیانت کنیم، دو سال پیش از یادمان نرفته چطور ما را به بازی گرفتند، چطور ما را تحقیر کردند، چطور زدند و بردند و کشتند.
چند ماه دیگر انتخابات است، حکومت و اپوزیسیون جعلی به هول و ولا افتاده. گفته‌های حکومت که دیگر برامان تکراری شده. حالا حکومتیان و معتقدین به نظام بزک شده با نام اپوزیسیون در پی داغ کردن تنور انتخاباتند، برای مجلس خزعلی داغ می‌کرد، ریاست جمهوری بزرگ‌تر است، امیرارجمند و رفقایش تنور داغ کنند. به خواندن ادامه دهید

استعفا بده وزیر بی‌شرم

خواستم با آقای شروع کنم اما آقا!!!؟؟ نامرد وزیر آموزش و پرورش، ۲۶ بچه مردم تو دلقک بازی شما  کشته شدن! لال شدی؟ هر کجای دنیا بود وزیر به غلط کردن می‌افتاد، می‌گی برید از مسئولش بپرسین مردک بی‌شرم؟ معاونت هم می‌گه اتفاقِ دیگه!! شما روتون می‌شه تو چشم پدر مادر اون بچه‌ها نگاه کنید؟ شب راحت می‌خوابین؟ بچتونو می‌بینید یاد اون دخترا نمی‌افتید؟
آخه یکی دو تا هم نیستین، خر کدومتونو بگیریم؟ خر وزیر راه که این چه وضع جاده است؟ خر بسیج که این چه فیلمیِ درست کردید واسه شستشو مغزی هرسال کلی نوجوون به کشتن می‌دین؟ خر اتوبوس‌های درب و داغونی که واسه این اردو می‌ذارید؟ خر راننده؟
هرجای دنیا بود وزیر استعفا می‌داد، تو هم باید استعفا بدی، خیلی پررو‌گری و بی‌شرمی بود اون پاسخ هاتون در قبال این اتفاق تلخ، این فاجعه، این عزا؛ البته تقصیر خودمونِ، ۳۰ سال بی‌غیرتی کردیم این شده، از ماست که برماست!

پارادوکس ملی مذهبی‌ها(ماله کشان رحمانی دین، زیر نقاب ملی گرایی)

واقعا در فلسفه این ملی مذهبی‌ها ماندم. آخر ملی مذهبی یعنی چه؟ یعنی مثلا طرف هم میهن دوست است و ملی گرا و هم چیزی را دوست می‌دارد که ۱۴۰۰ سال پیش به قصد نابودی تاریخ و ملیت و فرهنگش به میهن و ملتش همچون مغول‌ها حمله کرده؟ و ما همچنان شاهد بازماندگان این اهریمنان هستیم که با اسم دین و مذهب سعی در نابودی ایران و تمدنش دارند.

ملی مذهبی=پیتزای قورمه سبزی

به خواندن ادامه دهید

دیگر کسی به امید فردایی بهتر، شب‌ها سر بر بالش نمی‌گذارد

هر روز بد‌تر از دیروز. چند وقتی هست فردای خوبی رو نمی‌بینیم، مردم در ناامیدی کامل. دیگه همه فهمیدیم امکان نداره بخوابیم و فردا خبر خوبی بشنویم. کابوس مردمان مملکت این شده مبادا فردا که بلند شیم باز قیمت‌ها بره بالا، کابوس شرمندگی پیش خانواده، کابوس اینکه با خرید چهار قلم جنس جیبش خالی شود؛ یه نگاه به اجناسی که خریده و این همه عرق ریختم، بدبختی کشیدم، ارزشش همینا بودن!؟ چند روز پیش رفتم سر کوچه یه چی از مغازه بخرم، صاحب مغازه گفت نگاه ببین چقدر قیمتش شد همین یه ذره؛ همسایه مون رو هم اونجا دیدم، بعد اینکه رفت مغازه دار گفت بنده خدا نیم ساعت پیش اومد خرید کرد دید پولش نرسید، رفت و دوباره برگشت، بالا رفتن قیمتا دیگه داره ساعتی می‌شه، هرکی میاد یه چی می‌گیره زیرلب غر می‌زنه و از بدبختی ناله می‌کنه.
از اونور بازار طلا و دلار و گوشت و مرغ؛ همه دیگه ازش خبر داریم، پول مملکت پشیزی ارزش نداره، ساعت به ساعت ارزشش کم می‌شه، ساعت به ساعت می‌ره رو قیمتا، شواهد هم می‌گه ساعت به ساعت به جنگ نزدیک می‌شیم. به خواندن ادامه دهید

جمهوری اسلامی بر مسند حکومت، میهن در خطر جنگ و اپوزیسیون همچنان درگیر

جونم براتون بگه که حدود یک هفته‌ای می‌شد می‌خواستم اندرباب صحبت‌هایی که پیرامون خطر جنگ هست مطلبی بنویسم ولی نمی‌تونستم. یه بار شروع می‌کردم، تا می‌خواستم بنویسم هان ای ایرانیان ایران اندر بلاست گوش می‌دادم دیگه نمی‌تونستم، یه بار همین شعری که رو وبلاگ پخش می‌شه، یه بار ایران زمین، یه بار وطن، سرتون رو درد نیارم کلا حالمان گرفته بود.
من نمی‌تونم تیتر خوب بزنم، کلا کم گوی گزیده گوی چون در بلد نیستم، آدم پر حرفیم، موتور حرف زدنم روشن شه ایست تو کارم نیست، ولی اینبار حرفم نمی‌اومد. چی بگم آخه؟ نوشته تحلیلی بنویسم، بگم که آقا جنگ نزدیکه، اگر جنگ بشه این می‌شه، اون می‌شه، خطر تجزیه هست، خطر ویرانی هست، خودتون می‌دونید دیگه! خلاصه فکر کنم اینبار تمام حرفام رو تو تیتر زدم، پس می‌خوام باهاتون درددل کنم و حال و حوصله تحلیل ندارم، به سنت پیشینم می‌خوام باز غر بزنم. به خواندن ادامه دهید

خاتمی و دغدغه ی آزادی زندانیان سیاسی!؟

   خاتمی جان نمی‌توانم بگویم دغدغهٔ زندانیان سیاسی را نداری. در هر حال انسان از سنگ که نیست، این‌هایی که حالا پشت دیوار‌های اوین‌اند دوستان تو بودند و هستند؛ اما اینکه آزادی آن‌ها دغدغهٔ اصلی تو باشد کمی مغرضانه است، چرا؟ چون که تو اینگونه نشان ندادی. در زمان اوج قدرتت در دوران هشت ساله ریاست جمهوری آن بلا‌ها را سر یارانت آوردند، چه کردی!؟ قتل‌های زنجیره‌ای کردند، چه کردی؟ حوادث کوی دانشگاه اتفاق افتاد، چه کردی؟ هوادارانت را کشتند و زندان انداختند. نمی‌گویم کاری نکردی، واکنش نشان دادی اما رئیس جمهور مملکت بودی نه سیب زمینی و هر کس جای تو بود واکنش نشان می‌داد. در زمان زمامداری تو جنایات اتفاق افتاد. حکومت می‌کشت و جنایت می‌کرد و تو می‌رفتی در افکار عمومی و جامعهٔ جهانی برایش آبرو جمع می‌کردی! به خواندن ادامه دهید

گندی شاپور

همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

آنا دیلی شعری

تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز ... اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

سرزمین من

یادداشت‌های دکتر سعید بشیرتاش

یک ایرانی ...

چشم سالم و عقل برای درک حقیقت کافی نیست؛ مهم، نگاه بی‌طرفانه و اندیشه‌ای به دور از تعصب است.

ساوالان

A passion for Perfection