یادنامه اول دماوندیه/ برای حسین رونقی ملکی قهرمان، و تازه از بند رها شده

خسته تن  جان در خطر  آزرده دل  خاموش
مهر را در سينه می‌پرورد
كينه را در خويشتن می‌کشت

ارغوان ديدگانش
با شفق‌ها و شقایق‌های ميهن
گفتگو می‌کرد
تيرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زير و رو می‌کرد
دل
به فرمان دليرى داشت
ترس را
بی‌آبرو می‌کرد*

حسین جان بزرگی تو به اندازه‌ای است که از خود هیچ ندارم که توان ستودنت را داشته باشد، در عوض این شعر را اینجا می‌گذارم تا قدردانی و ستایشی باشد برای بابک این زمان.

فقط همین را بگویم که آزادگان همواره دلاورمردی از دیار بابک را در یاد خواهند داشت و فراموش نمی‌کنند چگونه مردانه ایستاد و ایستاده و مبارزه می‌کند.

همواره به یادت هستیم.

در آخر شعر زیبایی که مادرت برایت خواند را از جانب خود تقدیم می‌کنم به اپوزیسیون غیور جمهوری اسلامی که فراوان برای آزادیت زحمت کشیدند و همچنین برای ظالمانی که به تو ظلم کردند تا وجدان نداشته‌شان شاید به درد بیاید!!

پانویس: شعر از مسعود سپند

Advertisements

دیدگاهم را در متن گفته ام، اینجا نوبت شماست و بیشتر شنوا هستم/ برای پارسی نوشتن دیدگاه با کیبرد انگلیسی از این وبسایت استفاده کنید http://behnevis.com/

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

گندی شاپور

همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

آنا دیلی شعری

تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز ... اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

سرزمین من

یادداشت‌های دکتر سعید بشیرتاش

یک ایرانی ...

چشم سالم و عقل برای درک حقیقت کافی نیست؛ مهم، نگاه بی‌طرفانه و اندیشه‌ای به دور از تعصب است.

ساوالان

A passion for Perfection

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: